Your SEO optimized title page contents Your SEO optimized title page contents
خانه / حکایت

حکایت

حکایت الاغ و وکلای ملت!

حکایت الاغ و وکلای ملت! یک روز وقتی شهید آیت الله مدرس از مجلس به خانه بازگشت، عده‌ای از مردم به در خانه او آمدند و با سر و صدای زیاد گفتند آقا این چه لایحه‌ای بود که امروز تصویب شد؟! خلاف مصلحت است. آقا فرمود اگر بیست رأس #الاغ …

ادامه نوشته »

حکایت دیوانه و نماز جمعه

یکی دیوانه بود از اهل رازی نکردی هیچ جز تنها نمازی کسی آورد بسیاری شفاعت که تا آمد بجمعه در جماعت امام القصّه چون برداشت آواز همی آن غُر نُبیدن کرد آغاز کسی بعد از نماز از وی بپرسید که جانت در نماز از حق نترسید که بانگ گاو کردی …

ادامه نوشته »

هر که عاشق نیست او را خر شمر

بود در غزنی امامی از کرام نام بودش میرهٔ عبدالسلام چون سخن گفتی امام نامدار خلق آنجا جمع گشتی بی شمار هر کرا در شهر چیزی گم شدی روز مجلس پیش آن مردم شدی بانگ کردی آنچه گم کردی براه پس نشان جستی ز خلق آنجایگاه روز مجلس بود مردی …

ادامه نوشته »